ذبيح الله صفا

987

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بهرحال بايد آن را از جملهء حكايات و افسانهايى دانست كه معمولا ذهن افسانه‌سازان قرن نهم بهم مىبافت و در شرح حالى بزرگان علم و ادب راه مىداد . در غزل معروف حافظ كه در ذكر احوال او خواهيم ديد ، و خواند مير آن را اشاره به حال عماد فقيه دانسته ، ذهن خواننده بحكايت معروف كليله و دمنه و داستان معروف گربهء عابد مىرود كه كردارش مثلى است براى بيان سيرت رياكاران در عمل باغراض خود در جامهء زهد و پرهيز ، و حافظ در آن غزل نظر بيك صوفى معيّن يا يك زاهد معلوم نداشت ؛ و اين نكته هم گفتنى است كه بعضى قصّهء مذكور را بقوام الدين عبد اللّه شيرازى نسبت داده‌اند « 1 » و اين « قوام الدين عبد اللّه فقيه » معاصر شاه شجاع مظفّرى و معلّم او در تعليم مختصر ابن حاجب بود « 2 » ؛ و محرابى صاحب مزارات كرمان نيز مطلب را اصولا بگونه‌يى ديگر ذكر مىكند چنان كه خواهيم ديد . آنچه از كتاب مزارات كرمان تأليف سعيد محرابى كرمانى دربارهء عماد فقيه ؛ زائد بر مطالبى كه گفته‌ايم ، برمىآيد « 3 » شهرت فراوان عماد در عهد خود ، حتّى در هندوستان ، و ارادت عماد فقيه به شيخ زين الدين على كامويى و نوشتن رسالات متعدّديست « در واقعات خود و سلوك و سبب بنا نهادن خانقاهى كه حال هست و مدفن ايشانست و آن خانقاه در ميان محلهء

--> - از صفحهء پيش بجاى آوردى و شاه شجاع اين معنى را بر كرامت حمل مىفرمود و پيوسته بقدم اخلاص ملازمت آن جناب مىنمود . خواجه حافظ كه براين معنى رشك مىبرد اين غزل بنظم آورد : صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد * آغاز مكر با فلك حقه‌باز كرد . . . . . . اى كبك خوش خرام كجا مىروى بايست * غره مشو كه گربهء عابد نماز كرد ! . . . » ( 1 ) - طرائق الحقائق حاشيهء صفحهء 305 از جلد دوم ( 2 ) - حبيب السير ج 3 ، ص 315 ( 3 ) - رجوع شود به حواشى صفحات 624 - 634 آتشكدهء آذر ( چاپ آقاى سادات ناصرى ) و آنچه از مزارات كرمان نقل كرده‌ام از آنجاست .